Online Appendix A – Testimonies of Village Leader Misconduct by Female Respondents

The following quotes are a selection of transcriptions (and accompanying translations) of descriptions provided by FH respondents of recent actions or decisions of the village leaders or members of the village council [or CDC, if present] that they disagreed with. Among FH respondents, 9 percent indicated that they disagreed with a decision or action made by the village leaders or members of the village council in the past year. The listed quotations were selected as they are more descriptive, but are generally representative of the tone and content of the 309 testimonies provided by female villagers. The quotations are ordered alphabetically per the original Dari transcriptions, although numbering has been removed from some transcriptions. Translations have also been edited for clarity and flow.

بلی بسیار ناراحت هستیم هر چی که کمک از موسسه و دولت به قریه می آید صرف به خود قوم و خویشاوندان اش می دهد وما خوار غریب که هیچ تا حال به ما نداده اند. طفلان که دختر باشن به قریه همسایه مکتب می رفتند همی کلان ها نماندن گفتن که باید به مکتب نروند که برای ما بد است و خوب نیست.
We are sad because of the [actions of the] village leaders. When relief assistance is donated by an NGO or government, the [village leaders] give it to their relatives and pay no attention to [the needs of] villagers. The girls were going to school in a neighboring village, but the elders instructed them to stop going. It is a very bad situation for us.

مهمترین مسئله همین است که هر چی کمکهایی که به این قریه می رسد بدست خوار و غریب نمیرسد تنها همین مسئولین که ریس شورا و کلانها هستند استفاده می کنند.
Any relief assistance donated to the village is not given to the poor people. Elders and the head of the village council take it for themselves.

چند وقت پیش گندم کمک آمده بود همین کلانها خودشان خوردند و به ما ندادند همیشه همین طور است مه که برای شان گفتم میگن تو کارت کمک نداری فقط خود شان می خورند بسیار مال مردم خور هستند. مردم می خواستند مکتب جور کنند که دختر ها هم به مکتب بروند همین کلانها قبول نکردند.
A few months ago, some wheat was donated to the village, but the elders didn't give any to us. When we complained, the elders say that you do not have an ID card [that entitles you to receive food aid]. They are embezzling the assistance. [Also,] the villagers wanted to construct a school for girls, but the elders didn't accept this suggestion.

از كمك هاي براي مردم قريه امده بود بزرگان قريه براي خانواده ما و خانواده فقير چيزي ندادند وبه فكر مشكلات خانواده هاي غريب كسي نيست.
The elders do not distribute relief assistance provided to the village to our household or to the poor people. They do not care about poor people.

ازکلانها نارضا نیستند فقط از معلمها که بچه هایشان به سن قانونی رسیده اند، مکتب نگرفته و هر کدام که دلشان خواستند گرفتند.
We are not sad from the elders' [actions], but we are sad because of the teachers. Our children are of school age, but they wouldn't enroll them. They enroll only those children they want at the school.

ازکمکهای دولتی برای خانواده ما چیزی نداده اند خانوا ده ما را درکورس سواد اموزی شا مل نکردند برای خا نواده ما برق نداده اند در حالیکه همسا یه ها ی ما برق دار ندو هیچ کسی به مشکلات ما رسیدگی نمی کنند.
The relief assistance that came to the village from the government was not given to us. We [also] were not allowed to attend the literacy course. [Furthermore,] they didn't give electricity to my household, even though the neighbors have it. They do not care about our problems.

برای قریه ما در همین 12 ماه گذشته سولر، نخ قالین بافی و مواد غذائی آوردند که تعداد زیاد در قریه ما مردم فقیر بیوه زن و نادار بیچاره هستند که از این مواد ها هیچ بدست ما مردم غریب نرسید حالا که شما آمدید ما خوش هستیم اما اگر قرار باشد که چیزی میاورید او به دست ما نمیرسد روان نکنید اگر میاورید بدست خود ما بدهید.
In the past months, solar power, thread for carpet weaving, and relief assistance were donated to the village. Most of the people in the village are poor or widows, but didn't receive anything from this assistance. Future distributions should be done by you because they do not give anything us.

پسرم براي پاك كاري دريا كار كرد نصف بيسه اش رانداد.
My son helped clean the river but they didn't pay half of the [wages owed to him].

بسیار مردم ظالم هستند هیچ کمک به خوار غریب نمی کنند هر موسسه و دولت که کمک می آورند هیچ به ما نمی دهند صرف به خود و فامیل خود شان می دهند.
The people are cruel. They do not help the poor. When relief assistance is donated by government or NGOs, they distribute it among their relatives and households.

بلی من در حقیقت آنطور ناراضی نیستم ولی غلطی شده رئیس شورا نام به مبلغ 10000 افغانی را که از بابت کار کرد کاریز ها و چاه ها برایش داده شده بود که برای مردمی که زحمت کشیده اند تقسیم کند نکرد بلکه منکر شد که پول دست اوست.
[Name], head of the village council, received [$200] to pay the wages of villagers for work on the kariz and wells, but he denied receiving it and kept the money for himself.

بلی وقتی که دولت کمک برای مردم میکند کمک را برای مردم نی بلکه برای کوهی ها و تفنگداران میدهند.
The relief assistance that is provided to the village is not given to villagers, but rather distributed among insurgents.

بمبه آب که همبستگی ت م ویل می کرد کلان ها فقط برای خودشان یعنی نزدیک خانه خودشان درست کردند وما دسترسی به بمبه آب رانداریم از چاه آب استفاده می کنیم که بسیار آبش نا پاک است.
When NSP donated the hand pump, the elders of the village made sure it was installed beside their houses. We do not have access to hand pump and use contaminated water from the other well.

به نظر که یک خا نم دها تی وبی سواد هستم بسیار خو ب می فهمیم که کی در داخل قریه خدمت به مردم میکنند وکی خیا نت میکنند من معلو ما ت دارم یعنی تمام مردم قریه اگاه هستند که به نام ولسوالی بسیار کمکها میاید که هر قریه توضیع میکنند اما کلان ها ی قریه تمام کمکهای رابرای خود میگیرند و یا میفروشند.
Even though I am an illiterate woman, I know very well who is assisting the people and who is corrupt. I have enough information to know that relief assistance comes to the district center and is distributed among the neighboring villages, but that in our village the elders take it for themselves or sell it.

پروژه برق در قریه باید در سه سال جور شود اما بزرگان قریه پول پروژه را مصرف شخصی نمودن اند وتاحالاپرژه برق جورنشده.
The power-supply project should have been finished in three years, but the leaders used the money for themselves and we don't have electricity yet.

پول پروژه های که در قریه باید کار میشد خور دند. در قریه ما قرار بود که کاریز و مکتب اعمار گردد کاریز کار شد ولی ساختمان مکتب را کار نکردند پول را به جیب خود انداختند به شهر رفته و فعلا آنجا زندگی می کنند منشی شورای مردان قریه نام خزانه دار نام رئیس شورای مردان این سه نفر خائنین و حق مردم را خورده اند.
They have embezzled funds allocated for project construction. For example, the kariz is constructed, but the school building was not constructed because they embezzled the money. They are now living in the city. Their names are [name]; CDC Treasurer; [name], CDC Head; and [name], CDC Deputy. These are the people who took all the relief assistance for themselves.

پول کار خیاطی را بزرگان قریه به خیاط نداده و ماشین توضیع شده را جمع کرده ارباب قریه که خود خانمش هم خیاط بود از این کار خوش نبود.
Money allocated for a tailoring project was not given to the tailors. The village headman collected all of the sewing machines back from the people – even from his wife - because he didn't support the project.

چون در قریه تا لار درست کرده اند و فایده برای مردم مستحق نداشت.
They constructed a community hall in the village, but it was not useful for the poor villagers.

دختران خود را به زور به شوهر داده اند.
They forced one of the daughters to get married.

در قریه ما بعضی افراد زور مند میباشند که بزور خود هر کار خواسته باشند میکنند و مثل ارباب قریه ما را بزور از مقامش بر طرف کردند. اگر در قریه هر کاری دلشان بخواهد میکنند هر کسی را از مقامش بر طرف کنند مانند ارباب و دختر من که یکی از دو تامعلم زن است که در قریه تدریس میکنند چند دفعه تا به حال خواستند که در خانه بنشیند و به همین ترتیب اگر درقریه چ یزی به عنوان کمک بیایید زیاد خودشان میگیرند در بدل کار سرک گندم میدادند برای مردان قریه اما حق زیادی را که کار کرده بودند خوردند.
There are some powerful people in the village who are always making decisions without consulting anyone. They even dismissed the village headman. My daughter is a teacher in the village and is threatened by them [to stop teaching]. If relief assistance comes to the village, they take it for themselves. There was a food-for-work project for men, but they didn't give any of the food to those who actually worked.

درساختن پل وپلچک فقط از فامیل خودشان وخویشای خودشان به کا ر شد واگر از ما مردم کار کرد پیسه های شان را ندادند گندم وکود که آورده بودند خود شان استفاده کردند.
In the construction of the bridge and culvert, they selected their relatives as laborers. Our men worked on this project, but they did not pay them. They also took all the wheat and [fertilizer] for themselves.

دگر هر چه کمک به قریه می آید از همان ولسوالی همراه همین کس ها دستور و هماهنگی می کنند و خود شان به اقوام و فامیل خود می دهند به خانه غریب ها چیزی نمی رسد.
When the relief assistance comes to the district center, these elders coordinate with the district administrator to ensure that it is given to their relatives and households. Nothing is given to the poor people.

ریش سفیدان قریه به نام نام بالای فامیل من ظلم می کنند و زمین های خود را کشت کرده نمی توانند و به زور خود می خواهند که زمین من را بکیرد هر قدر شکایت کردم کسی قبول نکرد فعلا در ولسوالی دعوا داریم.
One elder by the name of [name] is harassing my family. I cannot cultivate my land, because he wants to take my land. I made a complaint about this, but nobody accepted it and so we have a legal case proceeding in the district center.

قریه دار به خاطر منفعت خود پروژه قالین بافی را در خانه خود جور کرد واین پروژه که یک تاجر آورده ، تمام قوم و خویش خود را در آن گرفت دختران من بیکار ماند ند و همچنان به کورس قالین بافی و برنامه قرضه کوچک که نام موسسه آورده برای ما قرضه نداد و چند هفته خانم ها از آمد 30 افغانی از ما جمع کرد حساب آن هیچ معلوم نشده.
The headman used the carpet weaving project to improve his own house. The headman selected all his relatives to work on this project and didn't select my daughter. Also, a [name of NGO] microfinance program was implemented in the village, but they didn't let me borrow through the project even though we paid [$0.60].

كمك هايكه سال گذشته به خاطر سيل زده گان از قبيل برنج ، آرد و روغن به قريه آمده بود خود شان گرفتند وبه ما ندادند.
They embezzled the rice, flour, and ghee donated to the village last year for people affected by the floods.

کسی که رئیس و مسول قریه ماست شخصی نام است که همه کمکها را همیشه صرف به خود اقارب خود می گیرد بالخصوص همین چند روز پیش کمک کمپل و خیمه آورده را که به حساب سیل زدگان به قریه آمده بود به ما ندادن وصرف خود شان باهم برای خود وخویشای خود گرفتند.
The headman for this village is [name]. He took all of the assistance for himself and his relatives. A few days ago, tents and blankets were distributed to his relatives, but we didn't receive anything.

کمک های به قریه آمدند از همبستگی ملی هم چنان ماشینهای خیاطی داده شد اما به ما هیچ نرسیده همه ماشین ها که تقریبا 23 دانه بود به فامیل خود گرفتند.
Some assistance was donated by NSP, like 23 tailoring machines. It was given to the relatives of the elders.

کمکهایکه موسسه برای مردم قریه می آورند برای مردم فقیر توزیع نمی کنند و فقط اسمهای ما را به لیست می دهند و تمام کمکها را به فامیل خود توزیع می کنند.
When NGOs donate relief assistance to villagers, the elders take it for themselves and their relatives, even though villagers are listed as recipients.

کورس های آموزشی و سواد آموزی در قریه به رای زنان بود که به زن ها گندم میداد اما همین کسانها خود شان می گرفتند و سودا می کردند و به ما نمی دادند.
There were literacy training courses for women in the village. The wheat was being distributed through these training courses, but the leaders took it sold it. They did not give it to us.

ما مردم را در نظر نداشته و هر کورس وکمکی هم که می آید فایده به ما نمی رسد و حتی دختر های ما را هم به کورس ها ی سواد آموزی نمی گیرند.
They have not paid any attention to us. The training courses and relief assistance implemented in the village are not useful for us. Even they didn't allow our girls to enroll in the literacy course.

نام یک بزرگ قریه بسیار بی ا ن صاف هست وحق دختر فلج مرا خورد دیگر بز رگان قریه در باره حق دختر م هیچ چیزی به او نگفتند ازطرف یک سازمان به دخترم مواد غذایی وپول نقد کمک میشود ولی یک دفعه برایش رسیده و تا به حال خود قریه دار از آن استفاده میکند.
[Name] is the elder of the village and is unfair. He took assistance allocated to my paralyzed daughter. The other elders didn't say anything to him about this. One NGO provided assistance to my daughter, but the headman also took that for himself.

مواد غذای که نمیدانم از طرف موسسات یا دولت است وقتی به مکتب میایید برای اطفال توزیع نمیشود و همینطور شنیده ایم که مقدار زیاد روغن و گندم نیز توسط بعضی بزرکان و رهبران قریه به سرقت رسیده نمیدانم که فروخته شده یا نه بلکه بدست مردم نرسیده از این عمل ناشایسته این مردم بسیار ناراضی هستم چون تا به کی به فکر خود هستند پس ما چه . که باید از ما دفاع کند که باید به فکر ما باشد.
Some food was donated to the village school by the government or NGOs, but the leaders didn't distribute it to the students. I also heard that oil and some wheat were stolen by the village leaders. It was not given to the people. I am very sad because of what they have done. They are just thinking about themselves and do not help or care about the villagers.

هر چه کسانی هستند در قریه ما بنام کلان قریه همگی خائن و حرام خور اند. چون دو سال پیش مقدار مواد غذائی با نخ قالین باقی و سولر برای قریه آمده بود این مواد را صرف برای خانواده های که با فامیلشان دوستان شان و خیششان بود توضیع نمودند. و بسیار از این اموال را برای خود فروختند
The elders are not honest people. Two years ago some food, solar power units, and thread for carpet weaving were donated to the village. They distributed the thread among their relatives and sold most of the assistance.

هيچ وقت از زمانيكه دولت كرزي شروع شده تا حالي هيچ كمك به ما نرسيده شاید از دولت آمده اما به ولسوالی رسیده و توسط کلانها و شورای که در قریه داریم به زور تاراج رسیده نادارا پناهشان به خدا.
Since the start of Karzai's administration, we didn't receive any assistance. It might have been provided by the government, but possibly was embezzled by the elders and village council members.

وقتی دولت کمک برای مردم قریه میکند کمک را برای مردم نی بلکه برای کوهی ها و تفنگدران میدهند.
When the government gives relief assistance to the residents of the village, the elders distribute it to insurgents.